قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3715
تاريخ الفي ( فارسى )
[ جلد ششم ] ذكر وقايع سال ششصد و يازدهم از رحلت خير البشر « 1 » در ماه صفر اين سال جبهنويان و سوبداى عنان عزيمت به صوب مراغه منعطف داشت . و در آن زمان حاكم مراغه - چنانچه حافظ ابرو آورده - زنى بود كه در درروئين « 2 » نشستى ، و شهر مراغه [ 233 ب ] از كسى كه جنگ تواند كرد يا تدبيرى تواند انديشيد خالى بود ، مع هذا سه روز اهل مراغه مقاومت نمودند ، آخر الأمر مغولان به شهر درآمده وضيع و شريف را به قتل رسانيدند . و در تاريخ روضة الصفا مسطور است كه يكى از اسباب بيم و هراس كه از مغولان بر مسلمانان استيلا يافته بود آن بود كه زنى از زنان مغول در سرايى رفت و جمعى كثير از اهل آن سرا را به قتل رسانيده آنچه از اسباب و اموال يافته برداشته به اردوى خود ملحق شد و هيچ كس را مجال آن نبود كه بر وى نگاه كند . و باقى بر اين قياس بايد كرد . « 3 » القصّه چون مغولان از مهم مراغه فراغت يافتند روى به اربل « 4 » نهادند . و چون آوازهء شجاعت مظفّر الدّين كوكبرى حاكم آنجا را شنيده بودند ، ترك آن عزيمت نموده بازگشتند . در راه خبر به جبهنويان رسيد كه جمال الدّين آيبه ، كه يكى از مقرّبان خوارزمشاه بود و در عهد او شحنگى عراق بهوى تعلّق داشت ، با طايفهاى از رنود و اوباش عراق اتّفاق كرده پاى از
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . نام اين قلعه در متن صفحهء 2950 كتاب به صورت روئيندز آمده است . ( 3 ) . حديث رعب و وحشت خوارزميان از مغول به جايى رسيد كه مادر زن قير خان ، يكى از رؤساى خوارزميان در آسياى صغير گفت : « اگر كلاهى مغلى در ميان هزاران سوار خوارزمى اندازيد ، جمله متفرّق گردند ، رعب مغل در دل خوارزمى چنان نشسته است . » - ابن بىبى ، الأوامر العلائية فى الأمور العلائية ، چاپ آنكارا ، ص 433 . ( 4 ) . متن . اردبيل .